تبليغاتX
عشق+شعر
عشق+شعر
 تقديم به ندا اقا سلطان

Neda Agha Soltan323

دخترک،

ساده و بی‏رنگ،
سراسیمه و سرد،
بی ‏تزلزل، بی‏ تاب.
از کجا آمده‏ای؟!
دخترک،
سایه ‏ات بی‏تردید،
بی ‏تبسم، بی ‏خشم،
بی‏ هیاهو و هراس از شبح آینه‏ ها.
از کجا آمده‏ای؟!
دخترک،
رنگ نگاهت آبی،
صورتت مهتابی،
گل لبخند تو یاس،
طرح اندام تو همچون پیچک،
پیچ و تابش به تن تاک جوانی مانند،
نبض بی‏رنگ زمان در دستت،
ساک تو لب به لب از پنجره‏ها،
کیف دستت، پراز اندیشۀ ناب،
پاک و مغرور و پر از رویایی.
از کجا آمده‏ای؟!

شهر ما:
سرد و عبوس است و کثیف،
کوچه ‏هایش باریک،
خانه هایش تاریک،
مردمش پرنیرنگ،
زشت و نامردم و پست.
زندگیمان:
شب یلدای دراز،
بی‏تمنای سحر.
گذران شب و روز،
بی‏ثمر، بی‏ سامان،
بی‏خیالِ دلِ همسایۀ تنها و غریب،
بی‏خبر از گذر عمر و سفر،
کارمان:
سفسته بازی و قمار،
روی پرپر شدن قاصدک تازۀ باغ.
میفروشیم هر روز،
نان به نرخ فردا،
خون به نرخ دیروز.
میفروشیم هر روز،
عشق،
احساس،
ترانه،
پرواز،
هرچه آیینه که در آن لبخند.
و در اندیشه‏مان:
رُفتن شب زده‏هاست،
از تن مردۀ شهر.
و چراغانی و آذین بستن،
به شب زهد فروشان زمان.
چشممان :
پرسه ‏زن و حیض،
نگامان بی ‏شرم.
ما پر از آواریم،
ما پر از زنگاریم،
و پی خانۀ ما،
روی آواز خوش قمری هاست،
ما غریبیم به شب بو، به نسیم...

تو کجا آمده ای؟!!
  

|+| نوشته شده توسط کامیاب در یکشنبه یکم شهریور 1388  |
 مريم
زیبا پشت سرمون حرفای رنگی می زنن
دروغ و تهمتا رو به چه قشنگی می زنن
زیبا انگار نمی خوان ما دو تا مال هم باشیم
 دوس دارن که غیر ممکن و محال هم باشیم
 نگا به خودت نکن ، خیلی از آدما بدن
خیلیا پشت سر ما حرفای سیا زدن
زیبا دنیا دشمنه ، درنده داره ، مار داره
 آخه تو این همه پس ، با من و تو چیکار داره
 هر کی از راه می رسه ، یه قصه ی تازه می گه
اسممو زود می ذاره کنار یه اسم دیگه
از بد اقبالی من توام به اون گوش می کنی
بیشتر ازپ یش من و می رونی ، فراموش می کنی
زیبا جون قهر تو هم مثل یه دنیا می مونه
کی تو دنیا واسه مریم ، مث زیبا می مونه
آدما دوس ندارن به قصه مون نگا کنن
دوس دارن ما رو یه جور از همدیگه جدا کنن
تو به جای اعتماد ، حق می دی به غریبه ها
نمی گی اونا کجا و عشق مریمت کجا
می خوای از پیشت برم ، خیلی روون بهم بگو
 مث سبزه های سیزده ، بسپرم به دست جو
 اما تو خودت بگو ، حرف میانتو نزن
حق دیوونگی رو تو محکمت بده به من
 زیبا من اسمتو با دنیا عوض نمی کنم
 واسه خاطر نگات تا ته دنیا می شکنم
وقتشه تا بیام و به عاشقی عمل کنم
 مشکل خیلیا رو با این بهونه حل کنم
 انقدر داد می زنم اسمتو با چشمای خیس
که خودت بهم بگی کافیه مریم ، ننویس
انقدر داد می زنم عشق تو رو تو کوه و دشت
 که بگن دختره از عشق تو رفت و برنگشت
یا من و تنها می ذاری توی پرواز و سفر
یا بهم می ریزی دنیامونو با حرف و با خبر
دنیا انگار نمی خواد تو من و باور بکنی
دلشون خنک می شه ، مریمو پر پر بکنی
زیبا من یه عمره ، دیوونه ی حرفای تو ام
 عاشق امروز و قربونی فردای تو ام
قصه ی من و تو رو یه روزی عبرت می کنن
 حرفی پشت ما بگن ؟ نه ، مگه جرأت می کنن
 تو قبول نمی کنی ، بذار زمان نشون می ده
 پاسخ سوالای سخت و همیشه اون می ده
 زیبا ثابت می کنم ، عاشقتم به هر کسی
 زوده اون روزی که تو به این حقیقیت برسی
 خط بزن خیلیا رو از تو کتاب زندگیت
که حسودی می کنن به قصه ی دیوونگیت
وقتی مردم واسه تو بهم نریزهخ عالمت
سر بلندی ، که به خاطر تو مرده مریمت
سالای زیادیه ، زیبا تو شعرای منه
 همه عالم می دونن که زیبا دنیای منه
 نمی خوام هوای چشمای تو خاکستری شه
فکر تو به عشق سرخ مریمت ، سرسری شه
دنیا رو بهم می ریزم تا بگم ، ای آدما
 که می خواین زیبا به جای تو به من بگه شما
دوس دارم تمامتون رنگ خوشی رو نبینید
 جای گل همیشه خارای مصیبت بچینید
 نمی دم زیبا رو به اونا که دو به هم زنن
 چینی نازم عاشقی رو ساده می شکنن
زیبا جون تحمل تو مث عمر گل کمه
همه دور و برتن ، از چشپ و راس یه عالمه
 اما من مجنون تر از هر عاشق و هر دیوونم
 کاری می کنم خودت بهم بگی من می دونم
 توی اینه دلت از مریمت لک نباشه
لا به لای عاشقیم ، زیبا یه وقت شک نباشه
خیلی آدما می خوان ، با واسطه ، بی واسطه
خط قرمز بکشن رو جاده ی این رابطه
نذار زیبا ، بذا با هم تا خود خدا بریم
جوری آروم که نفهمن من و تو کجا بریم
دیوونت ، دختری از جنس روزای پاییزه
 که به عشقت می شینه اشک بلوری می ریزه
تسممو صدا کن و همش نگو می خوام برم
بگو مریم ، زیبا جون بگو ، عجیب منتظرم
کاش اونا ه تو رو می خوان و با عشق من بدن
 کار دیگه می دونستن جای دو به هم زدن
زیبا جون نمی شه این قصه رو اینجوری بگم
لازمه بیام پیشت ، بی غصه ی دوری بگم
مواظب باش چشای نازتو جادو نکنن
حیله های تازه ای پیش نگات رو نکنن
 واسه مریم همیشه ، قشنگترین بهونه ای
می درخشی تنها و کلی عزیز دردونه ای
 کسی که اگه یه روز مونده به کل زندگیش
 به همه می گه که زیباس علت دیوونگیش
 زیبا می پرستمت قد یه عالمه بهشت
 اخمو وا کن و بخون « گریه نکن که سرنوشت...ـ

|+| نوشته شده توسط کامیاب در چهارشنبه ششم خرداد 1388  |
 نفرین

 

تو که از من دل بریدی،
ای که قلبمو دریدی،
لجمو بالا اوردی،
مرگتو به جون خریدی،

زخم تو خراشی ساده،
دل من پر از اراده،
رفتم و دلم رو ساختم،
مث رستم مث کاوه،

اومدم حقمو ازت بگیرم،
هیکل نحصتو کفن بگیرم،
خرد بشی به پام بیفتی،
حالتو خفن بگیرم،

به خیالت من کی کی هستم؟
عروسک باطریی هستم؟
نه جونم یه کینه،
از یه عشق خاکستری هستم،

برگشتم به سراغ تو دوباره،
ولی پرم از نفرت و گلایه،
اومدم زندگیتو از هم بپاشم،
همه جا دنبالتم مثل یه سایه،

دعای لا خیرم پشت و پناهت،
همه سدای عالم توی راهت،
دو تا سیخ داغ آهنی،
یه روز آخر میکنم توی نگاهت،

الهی قحطی بیاد تو احتیاجت،
ستاره ها سقوط کنن توی ملاجت،
همه دکترای عالم،
وا بمونن تو علاجت،

الهی بگیری درد بی درمون،
همه ازت فراری شن سوی بیابون،
بی کس بی امید شی،
تک و تنها زیر بارون،

الهی بری سفر بی همسفر،
نازل بشه به تو خطر،
بخوری غصه و غم ،
بزنی جز جگر،

الهی بره رو سدت کلاه،
بیافته رو سرت خورشید و ماه،
به خاک بشینی،
اونم خاک سیاه،

الهی جر بخوره تار و پودت،
تیکه تیکه بشه اعضای وجودت،
برای منت کشی بیای سراغم،
تف کنم رو زخمای کبودت،

الهی از همه دلت پشت پا بخوره،
نتونی وایسی زانوهات تا بخوره،
کارت به پست
یه مش انگل بی وفا بخوره،

الهی روزی که ببینی داغ عزیزاتو ببینم،
دلم خنک میشه روزی که داغتو ببینم،
الهی بیاد روزی که عزا بگیری،
منم با خنده حناقتو ببینم،

الهی خونه خرای شی نمونه اثرت،
ساتور بخوره تو فرق سرت،
خدا با پتک آهنی،
الهی بزنه تو کمرت،

الهی کور بشی عصا بگیری،
بعدشم بی صدا بمیری،
الهی هرچی مرض تو دنیاس،
طاعون و آبله و وبا بگیری،

الهی دار بزنن پیرهنتو،
سر تخته بشورن تنتو،
تو کوره بندازن،
اون قلب آهنتو،

الهی هر چی فحش تو عالمه مردم بارت کنن،
به جرم بی وفایی بیان سنگسارت کنن،
الهی زن و مرد پیر و جوون،
جلو من خارت کنن عارت کنن،

حالا با این سق سیاهم،
میگیره نفرین و آهم،
بی وفایی جرم تو بود،
نگی چی بود گناهم.

|+| نوشته شده توسط کامیاب در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386  |
 زیر بارون

vartush

 

زیر بارون میزانم هق

تو ناباشی میکنم دق

 

تو که نستی پس چی میشه

سرنوشت دل عاشق

 

زیر بارن داستامو

روبه اسون صدامو

 

به نیابت دل تو

میزنام فریاد خدامون

         **

قطره قطره میچکه دل

توی خاکت که بشه گل

 

بیشتر از همیشه فریاد

میزانم که ای دل غافل

 

باد و بارون . بارون باد

میگه ای دل دادوبیداد

 

حال که نمردی تو دل

بس نبر این دل ازیاد

          **

میشکوفه از ساقه ها غم

وا میشه غنچه ماتام

 

نستی این بار غصه داره

بی تو عمره دل میشه کم

 

برگ نازه نسترنها

طعنه میزاند که تنهام

 

موندم بی کس و کارام

ندارم هیشکی تو دنیا

|+| نوشته شده توسط کامیاب در شنبه هجدهم فروردین 1386  |
 
 
بالا